
امروز آخرین شبیه که خونه ام نه اینکه بعدش نیام چهارشنبه برمیگردم ولی خب از این به بعد مثل پرستو مدام در سفر خواهم بود... از این بعد باز نمیدونم باید پابند خوابگاه باشم یا پابند خونه باشم..خوشحالم که برمیگردم به همون فعالیتایی که هر روز انجام میدادم و هیچوقت بیکار نبودم و شب ها از فرط خستگی گوشی تو دستم خوابم میبرد از اینکه باز بهار و گلی و رعنا و بقیه ی بچه هارو میبینم از اینکه هدف دار زندگی میکنم...
ادامه مطلب